این جملۀ مرد درمانده ای بود که از سردی روابط  زناشویی کارش به خیانت و سپس جدایی کشیده شد.

مطالعات زوج درمانی نشان داده است که اغلب زنان و مردانی که در بستر، روابط زناشویی گرم و رضایت‌بخش ندارند - مرد یا زن نمی تواند انتظارات طرف را برآورده کند - ریسمانی از همان رختخواب به ظاهرساده، بتدریج شکل می گیرد و سرانجام آنها را به دروازه‌های محکمهء خانواده می‌رساند.و در مقابل مردانی‌که بقول افغان‌ها "جاگه"های گرمی دارند و زن های شان در هنگام روابط جنسی همچون مجسمه خشک و چوب بی حرکت نیستند، هراندازه مشکلات در زندگی داشته باشند، امکان اینکه به سمت جدایی بروند درصدش کمتر است.

راستش، از تابو بودن امر آموزش مهارت‌های زناشویی که بگذریم، مقصر واقعی؛ مادران این زنان اند که مهارت‌های زنانه‌گی را نه تنها خود شان هم بلد نبوده اند وفرانگرفته اند، بلکه کنجکاوی وشیطنت‌های دختران جوان را هم زشت و عیب دانسته وسرزنش شان کرده و این رفتارها را با عبارات "باحیا باشند" و "چشم سفید نشوند" به عقب رانده اند. و بالاخره روزی همین شرم های زنان جوان در خلوت با شوهران باعث شده روابط زناشویی دو زوجی که میتوانست آینده و روزهای خوبی را کنار هم داشته باشند، به تیره گی بگراید.

اغلب اطرافیان هم در زد و خوردهای این دست زوجین که به دلایل واهی و ساده صحبت از جدایی و خستگی از یکدیگر می کنند، نمیدانند، پشت ماجرای این یخن کشی ها
"بستری سرد و بی روح" است، که عاملش دسته ای از زنان است که هیچگاهی تلاش نمی‌کنند که زنانه‌گی و عشوه‌هایش را فرا بگیرند تا کانون رابطه را حفظ کنند؛ چرا که فکر می‌کنند زن باید "باحیا" باشد و نشود برای ابراز خواسته‌های زنانه و مشروعش، شوهر در باره آنها فکر بدی کند و بگوید که چه زن چشم‌دریده ای داشته است.

مردانی‌که چنین زنان "سرد" در روابط زناشویی دارند، دو نوع زندگی جنسی را انتخاب خواهند کرد: یا ناچار به خاطر حفظ اعتبار و آبرو، به زندگی فریز شده جنسی شان ادامه می‌دهند و آرزوی رختخواب پرحرارت را در دل خود دفن می‌کنند، و یا به شکل پنهان/آشکار رابطه با زنان اغواگر و کاربلد را به قیمت خیانت به همسر شان شروع می کنند و عطش خودرا به شیوه های خطا، برطرف می‌کنند.

البته واقعیت را هم نباید انکار کرد؛ زوجها و در کل جامعه ما، نیاز جنسی را به رسمیت نمی‌شناسند و به گونه‌ای تلاش بر انکار آن دارند. از یک طرف مردان از هیجان و نیاز جنسی زنان شان می‌ترسند، و از جانب دیگر زنان سکس را جدا از دوست داشتن می‌پندارند و نگاه شان به این امر بگونه ایست که انگار به خاطر شوهران شان منت گذاشته و تن به انجام این عمل می‌دهند. بدین روال، مردان، متقاضی و زنان تنها عرضه کنندگان سکس تلقی شده و می‌شوند. این دیدگاه نسبت به همخوابی، باعث شده است سکس جایگاه "لذت مشترک زوج" را به "بدهکاری زن در برابر مرد" بدهد.

اما درکل مهم نیست در فقدان رضایت، کدام طرف بیشتر مقصر است. این کوتاهی را از سالیان سال، نسل اندر نسل از فرهنگ فقیر اجتماعی خود به ارث برده ایم ویاد نگرفته ایم که هردو طرف باید "نیاز جنسی" را برای هم به رسمیت بشناسند تا بتوانند بستر ابراز و رسیدگی به این نیاز مشترک را فراهم کنند.

تشخیص چرایی بی‌میلی جنسی و سردمزاجی زنان در رابطه زناشویی و درمان آن فقط به دست مشاورین خانواده و زوج‌درمانگران است.آنها با برپایی جلسات مشاوره براحتی  زمینه برگشتن رابطه‌های لذت‌بخش و سالم را با آموزش دادن مهارت‌های لازم به هردو زوج، فراهم می‌کنند.

 متولیان در وزارت‌خانه‌های زنان، اطلاعات و فرهنگ (که بسیار هم بنده‌گان خدا فعال هستند) و رسانه های کشور باید در این راستا همت کنند و با برگزاری صنف‌های آموزشی پیش از ازدواج، تدویر کارگاه‌های تخصصی و دعوت از کارشناسان خانواده در راستای آگاهی و آموزش روابط درست و اصولی برای دختران و پسران از دوران مکتب تا دانشگاه و بعد ازدواج، دَین خود را برای شگوفایی خانواده‌ها و در نهایت بالندگی جامعه ادا کنند.