یک هفته میشود، بدون هیچ ماجراجویی سیاسی، مردم‌ باعزت غور، پرچم دادخواهی منصفانه بلند کرده اند، اما حکومت پا در هوأ، تا هنوز قادر نیست حتی پاسخی بدهد. بهانهٔ پنهان شدن عقب هیاهوی سیاسی دیگران نیز کارآیی ندارد.

در تابستانی که‌ گذشت، ولایت محروم غور و‌ مردم بی آلایش و پاک طینت آن را از نزدیک دیدم. تصویر روشن بی عدالتی تاریخی را از فضأی غور و یا از فاصلهٔ نه چندان دور، در همجواری آن می‌توان مشاهده کرد و نیاز به استدلال ندارد.

اگر برای غور، سرک و برق یعنی ابتدایی ترین حق مردم و اساسی ترین مسؤولیت حکومت مهیأ نیست، پس این قرارداد “حکومت کننده گان و حکومت شونده گان” به چه درد مردم میخورد؟

آنانیکه سالهاست فریاد شان به آسمان‌ها بلند شد که بیشترین رأی مردم غور را از آن خود کرده اند، چگونه تا هنوز به این اندک ترین خواست برحق مردم رسیدگی نکرده اند و یا حداقل به پیمانهٔ پشتیبانی دیروز مردم، پیشتاز حمایت از مطالبات امروز آنان نشده اند؟

تداوم حق خواهی مردم توسط حرکت راه وروشنی در جایگاه مظهر مبارزهٔ عدالتخواهانهٔ مردم غور باید مورد حمایت یکصدا قرار گیرد تا سرمشقی شود، مردمی، برای افغانستانی که همه از بی عدالتی و نا انصافی در رنج همیشگی اند.