بحران سیاسی افغانستان ریشه در دولت متمرکز دارد که آمریکایی ها در پوشش حکومت کرزی برای پیشبرد اهداف اقتصادی سیاسی ژیوپلتیک استراتژیک، برای مردم افغانستان ساختند.
گزارشات مشعراست که خلیلزاد وارد قراقستان شده است، تا پروژه خریداری گندم و آرد از قزاقستان و انتقال آن به افغانستان را مدیریت کند تا از قیام خونین جمعیت های میلیونی گرسنه افغانستانی که در اوضاع و احوال و شرایط کرونایی معاش و نان را از دست داده اند، برضد دولت غنی و قوای خارجی جلوگیری کند.
اولین محوله های گندم و آرد از قزاقستان به افغانستان رسیده است. هندوستان نیز پروژه گندم وارد سازی به افغانستان را در دست گرفته است.
دولت اشرف غنی در اوضاع و احوال و شرایط کرونایی که قیمت مواد ارتزاقی اولیه زندگی و قیمت مواد ضدعفونی هفت چند سیر صعودی پیدا کرده است که دود از دمار خانواده های غریب کار روزمزد نان بخور و خانواده های کم درآمد و اکثریت فقیر زیر خط فقر سقوط کرده افغانستانی کشیده است به هرخانواده فقط چهار ونیم کیلو گندم جو آمیخته همراه با روغن آنچنانی از کیسه خلیفه بخشیده است که لکه ننگ است بر عدل اشرف غنی. شکاف طبقاتی چنان بی رحمانه در طول 19 سال اخیر در افغانستان پهن شده است که یک اقلیت ثروتمند قارونی اشرافیت جدید پشتون، ناجیک، هزاره، ازبیک و ترکمن و نورستانی و بلوچ و... و یک اکثریت فقیر محتاج سه وقت نان شب در براهم قرار گرفته اند.
این شکاف طبقاتی غیرعادلانه که روزبروز پهن تر شده می رود، پس از حمله کرونایی که طبقه زحمتکش روزمزد نان خوار نفطقه فامیل آور فامیل ها را در خانه ها قرنطینه نموده چنان پهن و حاد گردیده که اکثریت فقیر را بسوی قطحی، گرسنگی و بنابراین خشم و قیام خونین علیه دولت و قوای خارجی می برد.
دولت غنی نه تنها مردم را در میدان گرسنگی تنها با چهار ونیم کلیو گندم و جو تنها به امید خدا رها کرده است بلکه وزارت صحت به سبب نبود تجهیزات طبابتی و محل و جای و بودجه و پرسونل، هیچ کمکی به مردم که آلوده به کرونا شده اند نمی کند. صحت عامه به داد مردم کرونا گرفته نمی رسد و آنها را در میدان مرگ تنها رها کرده است.
اکنون خلیلزاد وارد صحنه شده است که گند م از قزاقستان به افغانستان بفرستد و خودش را ناجی و خیرخواه مردم در اذهان فریب خوردگان مهندسی کند. خانواده خلیلزاد شرکت هایی در بازار اقتصاد دلالی افغانستان دارد و به یقین سود خوبی از تجارت گندم قزاقستان به افغانستان به جیب می زنند.
کمک های بین المللی به دولت غنی برای مبارزه با کرونا و حمایت از مردم افغانستان بوسیله داره دزدان مافیایی در یک سلسله مراتب بزرگ و خورد چور و چپاول می شود و از آن کمک ها مبلغ ناچیزی از گاو غدوت به مردم می رسد... فساد در انواع از ذات نظام ریاستی متمرکز غنی باز پیوسته خلق می شود. غنی همچون سلطان متقدر به هیچ مرجع حتی قانون پاسخگو نیست. او از کود 91 پول مثل ریگ برای رشوت هی به متنفذین محلی اقوام کشور و قوماندانان دزدان جهادی خرج می کند که خود را ابقا و مستحکم سازد و حواریون اش را به دور خود بچرخاند.
سیاست های غیر ملی اشرف غنی در قلمرو اقتصادی شکاف طبقاتی را چنان پهن کرده است که نرخ بکاری پنجاه درصدی جمعیت های چندده میلیونی اکثریت فقیر بخور و نمیر زیرخط فقر- خموش را آورده همراه با دزدی، اختطاف، راه گیری، اعتیاد، فحشا و فرهنگ خشونت برای بقا در جنگل بازار اقتصادی مافیایی که قانون ندارد. فقر اقتصادی و دربدری مردم بیکار و گرسنه افغانستان ناشی از سیاست اقتصادی خصوصی سازی بی رویه غیر ملی حکومت کرزی و سپس حکومت غنی است.
سیاست اقتصادی خصوصی سازی نیولیبرالیستی بازار اقتصاد تولیدی کشورما را به بازار اقتصادی مافیایی دلالی کمپرادوری دلالان داخلی و بین المللی و منطقه ای وارداتی تبدیل کرده است که شرکت سالاران اشرافیت قارونی داخلی به شمول کرزی، خلیلزاد، غنی، دزدان جهادی در این فساد اقتصادی نقش خدمتگار سرمایه بزرگ را بازی می کند و به قیمت به بیراهه کشیدن رشد نیروهای مولد اقتصاد تولیدی و دزدی ثروت ملی-معادن نایاب افغانستان از جمله لیتیوم بوسیله شرکت های امریکایی، سود دلالی به جیب می زنند و نان به نرخ روز می خورند.
از سوی دیگر، نتایج سیاست های بازی شده غنی در قلمرو جامعه و سیاست قسمی که بعد از پنج سال امروز مشاهده می کنیم به علت قوام گرایی افراطی فرزند قبیله، بحران سیاسی و مقاومت مردمی-نفرت مردمی از یک اقلیت خاین دروغگو غرق در انواع فسادها را آورده که، نامشروع بودن غنی را ملی و بین المللی ساخته است.
غنی در چرخه مخالفت های چندجانبه گیر افتاده که با مخالفت گسترده مردمی روبرو شده است. امریکا و خلیلزاد دلال سیاسی با وارد کردن گندم و دادن یک چند صدمیلیون دالر به نام کمک به مردم افغانستان، نمی توانند سر مردم به لب جان آمده از دست ظلم عریان چندجانبه حکومت عنی را شیره به نان گندم و جوی قوت و لایموت در فقر خموش بمالند و غنی را نجات بدهند.
سیاسیون ارشد امریکا به شمول ترامپ، می دانند که بحران سیاسی افغانستان ریشه در دولت متمرکز دارد که آنها در پوشش حکومت کرزی برای پیشبرد اهداف اقتصادی سیاسی ژیوپلتیک استراتژیک، برای مردم افغانستان ساختند که نتیجه آن امروزه ناگفته روشن است برای هرکس که یک جو عقل داشته باشد، ایستادگی و مقاومت مردمی علیه یکه تازی غنی نفس قدرت سیاسی-یعنی تمرکز قدرت در دست یک شخص را هدف انقلابی در آگاهی سیاسی تاریخی قرار داده است و خواهان تغییر کل ساختار نظام دیکتاتوری فردی است... دوره دولت متمرکز که بوی گندش ملی و بین المللی شده به پایان رسیده است، سرنوشت سیاسی افغانستان به اصلاح قانون اساسی وتغییر ساختار نظام ریاستی اقتداگر ونظارت وکنترول گر متمرکز
دولتی به نظام نامتمرکز صدراتی و پارلمانی بسته است.
محمد صدیقی
بېرته
ترس امریکا از قیام مردم گرسنه افغانستان
بحران سیاسی افغانستان ریشه در دولت متمرکز دارد که آمریکایی ها در پوشش حکومت کرزی برای پیشبرد اهداف اقتصادی سیاسی ژیوپلتیک استراتژیک، برای مردم افغانستان ساختند.
د خپرېدو نېټه: 1399/01/30 13:34د خبر شمېره: 78241
