ما هدف واحد نداریم، اگر هدف واحد داشتیم که بر محوریت منافع مردم ما می‌چرخید، اختلاف در روش‌های رسیدن به هدف، مشکل‌ساز نمی‌شد.

تمام سیاست‌مداران و مدعیان رهبری ما فقط دنبال تأمین منافع شخصی و حداکثر منافع خانوادگی‌شان هستند، آن‌ها از نام قوم فقط برای رسیدن به منافع شخصی‌شان استفاده می‌کنند، اگر منافع شخصی و خانوادگی‌شان‌ تأمین بود، عدالت هم برقرار و دنیا نیز گل‌وگلزار است؛ لذا اگر مردم از بی‌عدالتی و تبعیض چیزی بگویند، آن‌ها اولین کسانی هستند که در برابر مردم خواهند ایستاد؛ اما اگر منافع شخصی‌شان تأمین نشد، آن‌گاه فریاد اعتراض علیه بی‌عدالتی و تبعیض سر می‌دهند و از نام قوم مایه می‌گذارند. نگویید که حقیقت ندارد؛ زیرا این داستان در طول پنج‌سال گذشته بارها تجربه گردید.

نسل جوان ما هم ناامیدکننده ظاهر شدند، زیرا آن‌ها نیز فاقد هدف و دنباله‌رو هستند، راه رسیدن به چوکی و حضور در ساختار حکومت را از طریق آویزان‌شدن به مدعیان رهبری و سیاستمداران سودمحور جستجو می‌کنند، آن‌ها مانند یک پرِ کاه این‌سو و آن‌سو دوان و روانند، هر طرف که مدعیان رهبری لول‌خورد، آن‌ها به‌دنبال‌شان لول‌خورده روانند، باز نگویید که حقیقت ندارد؛ زیرا در طول پنج‌سال گذشته شاهد بودیم که افراد تحصیل‌کرده تا سرحد داکتر و استاد دانشگاه، با تغییر جهت مدعیان رهبری (که چرخش‌شان براساس منافع شخصی‌شان است)، تغییر جهت داده و توجیه کرده روان هستند.

ما با این مدعیان رهبری و سیاستمدارانی که فقط منافع شخصی‌شان را اهمیت می‌دهند که هرگاه چوکی‌شان برقرار و منافع شخصی‌شان تأمین بود، هم عدالت برقرار است و هم غنی فرشته‌ی نجات، اما وقتی چوکی‌ و منافع شخصی‌شان از دست رفت، هم بی‌عدالتی پیدا می‌شود و هم غنی متعصب و تبعیض‌گرا می‌شود از یک‌سو و با این تحصیل‌کرده‌های فاقد هدف که فقط آویزان سیاست‌مداران و توجیه‌گر مدعیان رهبری هستند از سوی دیگر، هرگز به حق و حقوق‌مان نخواهیم رسید و به دادخواهی‌هان توجهی صورت نخواهد گرفت. ما نیاز به تعیین هدف و تعریف استراتژی و کار جمعی بر محور منافع مردم داریم.

محمد نسیم جعفری