در داخل ثبات و همگرایی قسمی تنش سیاسی میان عبدالله و صلاح الدین ربانی رییس جمعیت اسلامی چهره کشوده است. عبدالله، نورالحق احدی و حاجی دین محمد به این استدلال چسپیده اند که در اوضاع و احوال سیاسی نظامی کنونی که طالبان مترصد و در پی سرنگونی نظام موجود در افغانستان هستند، به چالش کشیدن نظام اشتباه سیاسی تاریخی است. پس، باید بسوی حکومت مشارکتی و تقسیم پنجاه درصدی قدرت سیاسی برویم.

صلاح الدین ربانی با طرح پیشتهادی عبدالله مخالفت می کند. استدالال مرکزی ربانی این است که رفتن بسوی حکومت مشارکتی و تقسیم قدرت پنجاه درصدی افتادن دام سیاسی است که نتیجه آن با تواق صلح نامه اولین چیزی که بیکاره و قابل برچیدن است بساط و دیوان و دفتر و تشیکیلات شورای مصالحه است که باید گلم آن جمع شود. دو دیگر، از آنجا که تقسیم پنجاه درصدی تضمین بین المللی ندارد، پس از توافق نامه صلح باطالبان ضمانت اجرایی ندارد. پس، برای حذر از سقوط در دام هولناک حکومت مشارکتی، باید طرح لغو نتایج انتخابات و تغییر دولت متمرکز به نظام صدارتی پارلمانی نامتمرکز و اصلاح قانون اساسی را به ارگ تسلیم کرد.

عبدالله به دلیل روان شناسی سیاسی موقع بین و سست مزاج و معامله گرانه با برجسته کردن ترس طالبان، در عمق ذهنیت فردی منافع شخصی و باندی و گروهی خود را جستجو می کند. او طرح به چالش کشیدن نظام و تغییر ساختاری نظام را به صلاح و مصلحت سیاسی مردم افغانستان در اوضاع و احوال کنونی نمی داند و استدلال می کند که در صورت که طرح تغییر نظام مورد قبول ارگ واقع نشود آن وقت چه کار خواهید کرد؟ صلاح الدین ربانی در پاسخ به عبدالله گفته است: اگر غنی نپذیرد، ما تا سرحد خودمختاری پیش می رویم.

به دلیل مخالفت های صلاح الدین ربانی با طرح حکومت مشارکتی و هشدار او که رفتن بسوی حکومت مشارکتی سقوط در دام هولناک سیاسی است، عبدالله نتوانست طرح نهایی را به ارگ تسلیم کند. دوستم و محقق و خلیلی نیز نگران عاقبت حکومت مشارکتی هستند. اگر این اختلاف ها پهن تر گردد طرفداران طرح لغو آرای انتخابات و تعییر نظام، راه شان را از طرفداران حکومت مشارکتی به رهبری عبدالله رییس شورای صلح، جدا خواهند کرد.

عبدالله از همراهی با صلاح الدین ربانی سخت هراسناک است زیرا که می داند که همراهی با طرح ربانی، سرانجام، او را بسوی خودمختاری حکومت های محلی می برد. او می داند که رفتن بسوی خودمختاری در قانون اساسی افغانستان بغاوت علیه حکومت مرکزی تعریف شده است.

سیاسیون ارشد ثبات و همگرایی درخم وپیچ بازی ها که امروز تاوان اشتباهات سیاسی شان را در اعتماد بالای عبدالله، می پردازند، در دو راهه ی سیاسی گیر افتاده اند اگر راه حکومت مشارکتی را بروند در پایان کار بازنده میدان سیاست و قدرت هستند. اگر راه تغییر نظام متمرکز به نظام نامتمرکز را بروند، سر انجام کار این خواهد بود که تا سرحد خودمختاری پیش بروند.

هدف های بزرگ انگیزه های بزرگ می شوند برای بسیج مردم و رفتن بسوی آزادی و برقراری عدالت اجتماعی.

◄ محمد صدیقی