پدر دختر دانشجویی از مجروحان حمله تروریستی دانشگاه کابل پس از 143 تماس تلفنی با گوشی دخترکش، چون پاسخی نگرفت پیام داد " جان پدر کجاستی؟"

شعر از استاد قزوه برای آن دختر و همکلاسی های شهیدش
صبح امروز پیامکی دیدم که شعر بود و فی البداهه این غزلک را نوشتم برای دختری به نام کابل جان!
جان پدر کجاستی؟

جرم تو چیست نازنین؟ صدق و صفا و راستی
ای که تو از خدای خود غیر خدا نخواستی

ای به فدای خنده ی زخمی و دلشکسته ات
شکر خدا که همچنان سرخوشی و  به پاستی

کابل زخم خورده ام! وقت برای گریه نیست
گریه‌ی با تبسمی، گم شده در خداستی

کابل جان خسته ام! شانه‌ی ما پناه تو
چشم و زبان پارسی! نور دو چشم ماستی

کابل جان چه می‌کشی؟ از دست حرامیان
کابل بی پناه من! قبله ی عشق و راستی!

دختر شعر فارسی! کابل من ! چه می کنی؟
حرف بزن! عزیز من! "جان پدر! کجاستی؟!"