حتماً به یاددارید، وقتی ماموران امنیتی ایران یک موتر حامل مهاجرین افغانستان را هدف شلیک قرار دادند و جمعی از هم‌وطنان ما در آن حادثه کشته و زخمی شدند، چقدر آن موضوع رسانه‌ای شد؟ ویدیوی آب خواستن یکی از قربانیان آن حادثه چقدر در رسانه‌های اجتماعی دست به دست شد؟

حالا اما کمتر شاهدیم که ویدیوی دستگاه‌های آب‌پاش آتش‌نشانی ایران در خاموش کردن آتش گمرک اسلام قلعه، در صفحات اجتماعی دست به دست شود. حالا دیدیم که ده ها دستگاه آتش‌نشانی ایران بخاطر خاموش کردن آتشی که گمرگ اسلام قلعه را فرا گرفت، به کمک ما شتافتند.
عیببش چه بگفتی، هنرش نیز بگو...

قصد دفاع از عملکرد مامورین ایران در هدف گیری مهاجرین را ندارم. اما بیاییم «خیراتی» که از همسایه‌های ما نصیب ما می شود را نیز فراموش نکنیم. پاکستان و ایران هر زخمی که به ما بزنند (که بیشتر این کار را کرده اند) در مواردی التیام درد ما نیز می‌شوند. ما با همسایه‌ها غم و شادی مشترک داریم.

در پنجاه سال اخیر همواره کشورهای دور جهان بین ما و همسایه‌های ما آتش نفاق را شعله‌ور ساخته‌اند. متاسفانه در حل این اختلاف‌ها ما و همسایه‌های ما توفیق و همت چندانی نداشته‌ایم. ما نباید به دوستان «دورکی» ما اجازه دهیم که شمشیر دشمنی با همسایگان ما را تیزتر و تیزتر کنند. این بخشی از وجایب ملی دولت و ملت است.

نورالله ولیزاده