یک قوم را میتوان با عناصر سهگانه بنیادی زیر تعریف کرد:
1. هویت فرهنگی، 2. (دیانای) ژنتیک 3. تاریخ، روایتهای تاریخی و گذشته تاریخی.
هویتفرهنگی؛
قوم به معنای گروه فرهنگی، یعنی (زبان، سرزمین، ادبیات و هنر، موسیقی، میراث اساطیری، سنن و آداب، اعتقادات و آیینها و رسوم و یادمانها) مجموعهای از نگرشها، ویژگیها و روحیات که یک هزاره را از دیگران متمایز میکنند. بنابراین، هرکه در این ویژگیها با هزارهها مشترک باشد، هزاره است.
(دیانای) ژنتیک؛
هزارهها، دارای (دیانای) ژنتیک همسو هستند. بیشترین (دیانای) که از این مردم گرفته شدهاند، با بسامد بالایی مربوط به آسیای مرکزی است. افغانستان و هزارستان امروز دامنههای جنوبی آسیای مرکزی است. آسیای مرکزی هم از نظر جغرافیای تاریخی و هم از نظر جغرافیای زبانی تا رودخانه سند و سیستان میرسد. بنابراین، هزارهها از جای دیگر به هزارستان کوچ نکردهاند، از گذشتههای دور با نامهای گوناگون با طوایف گوناگون در همین سرزمین زیستهاند و هزارستان بستر تکوینی این مردم بوده است. بنابراین، هرکه در این عناصر بنیادی با هزارهها مشترک باشد، هزاره است.
تاریخ و گذشته تاریخی؛
مردمی که از نظر تاریخی، روایتهای تاریخی و سرنوشت تاریخی با هزارهها بودهاند و منابع تاریخی هم همین را نشان بدهند. (به کتاب هزارههای اهل سنت مراجعه شود). طوایف گوناگون هزارهاند. بنابراین، طوایف هزارهای ذکر شده در منابع تاریخی و تذکره الکترونیک، هیچ کدام روایت تاریخی متفاوت با روایت تاریخی هزارهها ندارند و نمیتوانند قوم جداگانه باشند.
باتوجه به تعریف علمیای که از قوم ارایه شد، هیچ کدام از طوایفی که در تذکره الکترونیک آمدهاند، قوم نیستند. طایفهای از طوایف هزارهاند. ذکر کردن طوایف به جای قوم نشان میدهد که دولتیان و مسئولان یا سواد قومشناختی ندارند یا در تلاش اکثریتسازی و اقلیتسازیاند که هر دو درست مینماید؛ اما به یاد داشته باشیم که همان طوری که با فشار و تحمیل هیچ غیر پشتونی «افغان» نمیشود، هیچ طوایفی که امروز قوم درج شدهاند، قوم نخواهند شد؛ اما برای عبور از فتنه فاشیسم و اکثریت و اقلیتسازی چند کار باید صورت گیرد:
1. مبارزه جدی هم در فضایمجازی و هم در فضای حقیقی علیه این توطئه و فتنه شروع شود. بزرگان مردمی تنگ گرفته شوند که آنان در این میان به نمایندگی از مردم ما چه کارهاند و چه میکنند. این مبارزه باید تا پایان این بازی تلخ ادامه یابد.
2. با تاجیکان و ازبکان نیز هماهنگی شود که این مبارزه همگانی و گسترده شود.
3. هزارهها در عصر «دشت مانده»گی زندگی میکنند. هیچگاه این مردم چنین «دشتمانده» و بیکس نبودهاند. هر هزاره باید در این شرایط سرنوشتساز و تلخ مسوولانه حرکت کند و با همبستگی جهانی به این روزگار تلخ پایان ببخشد. دیگر فصل «من» گذشته است، «ما»ی ما در شرایط حذف قرار گرفته است.
یاهو!
حفیط الله شریعتی (سحر)
بېرته
طایفه، قوم نیست (لیست طایفه ها بنام قوم)
قوم به معنای گروه فرهنگی، یعنی (زبان، سرزمین، ادبیات و هنر، موسیقی، میراث اساطیری، سنن و آداب، اعتقادات و آیین ها و رسوم و یادمان ها) مجموعه ای از نگرش ها، ویژگی ها و روحیات که یک هزاره را از دیگران متمایز می کنند. بنابراین، هرکه در این ویژگی ها با هزاره ها مشترک باشد، هزاره است.
د خپرېدو نېټه: 1399/12/24 13:12د خبر شمېره: 83659
