تحولات افغانستان موجب شد اتحاد راهبردی ترکیه و قطر یک بار دیگر بُروز داده شود ، آنکارا و دوحه چه اهدافی را در  شرایط جدید منطقه دنبال می‌کنند و نقش آفرینی آنها چه تاثیری در تحولات منطقه‌ای خواهد داشت؟

اهداف استراتژیک پشت پرده ترکیه و قطر برای کنترل میدان های هوایی افغانستان چیست؟ آنها چه برنامه هایی برای آینده سیاسی و امنیتی افغانستان دارند؟ خطرات و پیامدهای ضد امنیتی این اقدام چیست؟ منافع و امنیت ملی افغانستان در کجای این توافق قرار دارد؟ دولت اسلامی طالبان به عنوان حاکم کنونی کشور آیا از احتمال سوری سازی افغانستان توسط کشورهایی مانند ترکیه و قطر نگران است یا نه؟ چه تضمینی از سوی کشورهای یادشده به طالبان داده می شود تا آنها در چارچوب منافع و امنیت ملی افغانستان حرکت کنند و در زمینه مدیریت میدان های هوایی کشور صرفاً بر پایه یک توافق روشن و صریح مبتنی بر اولویت های راهبردی حاکمیت منافع و امنیت ملی افغانستان اقدام نمایند؟

خبرگزاری آناتولی ترکیه به نقل از منابع دیپلماتیک از امضای تفاهم‌نامه‌ای میان شرکت‌های ترکیه و قطر برای مدیریت مشترک میدان هوایی کابل خبر داده‌است.

این منابع تصریح کردند که این تفاهم‌نامه همکاری در حاشیه بازدید مولود چووش‌اوغلو؛ وزیر امور خارجه ترکیه از دوحه برای حضور در هفتمین نشست کمیته عالی راه‌بردی ترکیه-قطر در 7 دسامبر امضا شده و در نتیجه آن، یک هیات فنی از ترکیه به‌منظور همکاهنگی با مقامات قطر به دوحه آمده‌اند.

به گفته این منابع، هیات مشترک متشکل از مقامات ترکیه و قطر پس از مذاکرات در دوحه، روز (پنج‌شنبه، 2 جدی) به کابل آمده و با مقامات طالبان درباره تقاضاها و مطالبات آنها دیدار خواهند کرد.

این در حالی است که مقامات ترکیه و قطر هنوز در این خصوص بیانیه‌ای رسمی منتشر نکرده‌اند.

از دیدار هیات مشترک قطر و ترکیه با طالبان در کابل نیز اطلاعاتی در دست نیست.

اخیرا ترکیه اعلام کرده بود که در صورت امکان مدیریت پنج میدان هوایی افغانستان را به عهده می‌گیرد.

خبر توافق ترکیه و قطر بر سر مدیریت میدان های هوایی افغانستان در حالی منتشر می‌شود که هنوز دولت اسلامی طالبان در این باره موضع رسمی اتخاذ نکرده و این امر، از دید کارشناسان ابهام‌های زیادی را درباره این توافق به وجود می‌آورد.

یکی از نگرانی های مهم این است که هم ترکیه و هم قطر در جریان فعالیت ده‌ها گروه تکفیری و تروریستی در سوریه، نقشی محوری در حمایت از تربیت، تجهیز و گسیل هزاران نیروی تروریستی به آن کشور ایفا کردند.

قطر با تزریق پترودالرهایش برای تقویت گروه‌های تکفیری، و ترکیه از طریق ناتو با تسلیح، تجهیز، آموزش و تسهیل ترانزیت این نیرو‌ها به مقصد سوریه، بحران در آن کشور جنگ زده را وارد ابعاد تازه‌ای کردند و از عوامل اساسی جنایت های هولناک بشری در سوریه به حساب می آمدند.

در حال حاضر نیز بخشی از خاک سوریه از سوی نیروهای متجاوز ترکیه اشغال شده و شماری از گروه‌ های تروریستی ضد دولتی در آن کشور نیز از حمایت های مستقیم دولت آنکارا برخوردار اند. بدون شک قطر نیز همچنان از جریان های تکفیری و تروریستی در سوریه حمایت می‌کند.

با این حساب، مساله اصلی این است که اهداف استراتژیک پشت پرده ترکیه و قطر برای کنترل میدان های هوایی افغانستان چیست؟ آنها چه برنامه هایی برای آینده سیاسی و امنیتی افغانستان دارند؟ خطرات و پیامدهای ضد امنیتی این اقدام چیست؟ منافع و امنیت ملی افغانستان در کجای این توافق قرار دارد؟ دولت اسلامی طالبان به عنوان حاکم کنونی کشور آیا از احتمال سوری سازی افغانستان توسط کشورهایی مانند ترکیه و قطر نگران است یا نه؟ چه تضمینی از سوی کشورهای یادشده به طالبان داده می شود تا آنها در چارچوب منافع و امنیت ملی افغانستان حرکت کنند و در زمینه مدیریت میدان های هوایی کشور صرفاً بر پایه یک توافق روشن و صریح مبتنی بر اولویت های راهبردی حاکمیت منافع و امنیت ملی افغانستان اقدام نمایند؟

موضوع دیگر، کارنامه سیاه کنترل میدان های هوایی افغانستان توسط نیروهای خارجی در 20 سال گذشته است. بر بنیاد گزارش‌ها در طول دو دهه گذشته که حریم هوایی افغانستان همواره تحت اشغال قدرت های بیگانه قرار داشت از میدان های هوایی برای قاچاق پول، طلا، آثار باستانی، مواد مخدر و دیگر جرایم سازمان یافته استفاده می شد و دولت افغانستان یا هیچ کنترلی بر این زمینه نداشت و یا بخشی از مقام های ارشد سیاسی، امنیتی، اجرایی و نمایندگان پارلمان، از اعضای مافیای بزرگ مسلط بر میدان های هوایی بودند و در جرایم مختلف از جمله قاچاق مقادیر هنگفت پول و مواد مخدر نقش و سهم داشتند.

با این حساب آیا تاکید قدرت های خارجی بر کنترل میدان های هوایی کشور توسط ترکیه و قطر تلاشی برای ادامه حیات همان شبکه مافیایی قدرتمند نیست که در 20 سال گذشته فعال بود؟

موضوع دیگر، مساله استقلال افغانستان است. طالبان ادعا می‌کنند که آنها پس از سال ها مبارزه و در پی تحمل قربانی های فراوان و هزینه های سنگین، استقلال افغانستان را از قدرت‌های اشغالگر خارجی به دست آورده اند و اکنون حاکمیت ملی کشور به طور کامل در اختیار مردم قرار دارد. شماری از هواداران طالبان نیز با تاکید بر این مساله ادعا می کنند که «افغانستان در طول تاریخ معاصر خود هرگز تا این اندازه مستقل نبوده است». با این حساب آیا واگذاری کنترل میدان های هوایی کشور به دو قدرت منطقه‌ای علیرغم ابهام ها، پرسش ها و نگرانی هایی که در این باره وجود دارد، استقلال افغانستان را نقض نمی‌کند؟ آیا نفس این مساله که ترکیه و قطر به طور مستقل و بدون کسب مجوز از دولت کنونی افغانستان بر کنترل مشترک میدان های هوایی کشور توافق می‌کنند خود ناقض استقلال کشور نیست؟

با توجه به نکات پیش‌گفته انتظار می‌رود دولت اسلامی طالبان همان گونه که در ادعاها و شعارهایش مطرح می‌کند به اصل استقلال کشور پایبند بماند و در زمینه واگذاری کنترل میدان های هوایی کشور به ترکیه و قطر محتاطانه و بر اساس منافع ملی و در چارچوب امنیت، حاکمیت و تمامیت ارضی کشور عمل کند.

بدون شک یکی از راه‌های جایگزین برای جلوگیری از هرگونه پیامد زیانبار ناشی از تسلط قدرت های بیگانه بر گذرگاه‌های هوایی کشور، آموزش پرسونل داخلی از سوی کشورهایی مانند ترکیه و قطر برای هدایت و مدیریت امور در میدان های هوایی است. این امر نه تنها هیچ هزینه ای برای امنیت ملی و حاکمیت سیاسی کشور ندارد؛ بلکه در عین حال به ملی سازی کنترل میدان های هوایی و تربیت کادرهای مجرب و دانش آموخته در این زمینه منجر خواهد شد.