رجوع
سروده شاعر هموطن در وصف زینب کبری(س)
«براتعلی فدایی» از شاعران پیشکسوت کشورمان بوده که بیش از نیم قرن است در وصف اهل بیت پیامبر اسلام (ص) شعر می سراید.
تاريخ النشر: 1393/12/06 16:44رمز الخبر: 24817المصدر: خبرگزاری افغان ایرکا

<p style="text-align: justify;">«براتعلی فدایی» از شاعران پیشکسوت کشورمان بوده که بیش از نیم قرن است در وصف اهل بیت پیامبر اسلام (ص) شعر میسراید.<br />
فدایی نامی آشنا برای اهالی شعر و ادب افغانستان است و بسیاری از نام آوران شعر امروز افغانستان روزگاری شاگردی او را کردهاند.<br />
آثار این شاعر پیشکسوت که اینک در شهر هرات زندگی میکند، بیش از 60 سال است که زینت بخش مطبوعات و مورد استفاده ذاکران اهل بیت(ع) قرار دارد.<br />
<span style="color: rgb(0, 51, 0);"><strong>عید میلاد عنوان سرودهای از این شاعر است که به مناسبت سالروز میلاد حضرت زینب کبرا(س) سروده شده است.</strong></span><br />
عید میلاد است خیز ای ساقی فرخنده ام<br />
باده ی عشرت نما از ساغر وحدت به جام<br />
تا که بزدائیم از مرات دل زنگ ظلام<br />
پرچم شادی فرازیم اندرین فیروزه نام<br />
ای دو لعل آتشینت چون عقیق اندریمن<br />
وی دو زلفت عنبرینت چون بنفشه بر سمن<br />
خیز در بزمی چنین ای طوطی شکرشکن<br />
شکرافشان شو زلب تا آنکه با شهد سخن<br />
اختر برج رسالت آمد امشب در ظهور<br />
گوهر درج ولایت کرد اظهار حضور<br />
ماه افلاک امامت بر زمین افشانده نور<br />
شمسه ی ایوان عصمت شد تجلی بخش طور<br />
مظهر آیات رحمت زهره ی زهرا نسب<br />
دُر دریای جلالت دخت سردار عرب<br />
عصمت صغرا که آمد آفرینش را سبب<br />
زینب کبرا که از شرم جمالش روز و شب<br />
مهد جنبان حریم احترامش جبرئیل<br />
دایه مامش بود لعیا به فرمان جلیل<br />
مادر گیتی نزاده دختری کو را عدیل<br />
دیده ی گردون ندیده اختر کو را بدیل<br />
مهد علیا چون خرد کامل وجود اطهرش<br />
فخر دارد از پی خدمتگزاری هاجرش<br />
ساره و مریم کنیز آستان مادرش<br />
افکند گر سایه بر نه طاق گردون معجرش<br />
ای به عفت همچو زهرا وی به رفعت مرتضی<br />
هم به حلم و بردباری هم قرین مجتبی<br />
در بلاغت، در فصاحت، در کرامت، در سخا<br />
برده ارث از مصطفی و حیدر و خیرالنساء<br />
در مقام صبر، ایوب نبی حیران تو<br />
در بیابان بلا، یعقوب سرگردان تو<br />
خیره چشم نه فلک بر شمسه ی ایوان تو<br />
شد لقب ام المصیبه اشتهار شان تو<br />
ای به صورت قافله سالار زنهای اسیر<br />
وی به معنی ملک دین را بانوی گردون سریر<br />
عین عرفان آسمان فضل را بدر منیر<br />
مهبط انوار و اسرار امامت را خبیر<br />
از دیار کوفه تا ویرانه ی شام خراب<br />
همچو بابایت علی در محضر هر شیخ و شاب<br />
آبروی خصم را بردی که با حسن خطاب<br />
درفکندی بر تن نمرود ثانی اضطراب<br />
تا کلامت کاخ استبداد را لرزنده کرد<br />
انقلاب سرور آزادگان را زنده کرد<br />
هم یزید و زاده ی مرجانه را شرمنده کرد<br />
زآن اگر اینگونه بتوان جنبش ارزنده کرد<br />
ای بهین مستوره ی دوران که به وهم و گمان<br />
همچو خورشید عیان وز دیده ی خلقی نهان<br />
از تو آزادی به گیتی یافت نام جاودان<br />
تا در اوصاف کمالت شد«فدائی» مدح خوان</p>